تبليغاتX
چرا شيعه ؟ چرا سني ؟
دوست گرامي : براي كمك در گسترش فرهنگ غني تشيع اين وبلاگ را لينك نماييد اجرتان با حضرت زهرا (س)
با سلام

تصویری از ۳ تن از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان جهان در عصر حاضر .

و تصويري از دو مفتي كور چشم و كور دل وهابيت عربستان عكس سمت راست مفتي قبلي وهابيت عربستان بن باز است كه خدا هر دو چشمش را ازش گرفت و عكس سمت چپ عبدالعزيز بن عبدالله آل شيخ مفتي الان وهابيت است كه از يك چشم كور است . به فتواي اين دو مفتي خبيث هزاران نفر از شيعيان در كشورهاي مختلف به شهادت رسيده اند .

 یک حکایت زیبا از عاجز شدن بن باز در برابر استدلال زیبای مرحوم حکیم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 14:28  توسط هادي خدابنده  | 

درباره عبدالله بن سبا در بين علماي شيعه دو قول وجود دارد

1. عده اي مي گويند چنين شخصي وجود خارجي داشته ولي حواشی آن مانند اينكه محرك قتل خليفه سوم و مسبب جنگ جمل و صفين و ... عبدالله بن سبا باشد اين دروغ هست و درباره او غلو كردند  .

2. ولي تعداد زيادي از علماي برجسته ي شيعه ، او را انکار کرده‌اند و معتقدند که افسانه است و ساخته و پرداخته دودمان بني‌أميه و عمّال آنهاست. مرحوم کاشف الغطاء (ره) صراحتا مي‌گويد:أحاديث خرافة وضعها القصاصون و أرباب السمر و المجون. أصل الشيعة و أصولها للشيخ كاشف الغطاء، ص181          احاديث مربوط به عبد الله بن سبأ، خرافي است و قصه‌گويان و کساني که به شب‌نشيني مي‌روند و بذله‌گو هستند، اين داستان را بافته‌اند.

علامه عسگري (ره) کتاب مفصلي در اين زمينه دارد شواهد و قرائني را که نشان‌گر ساختگي بودن داستان عبد الله بن سبأ است، بيان کرده است.

مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي  در معجم رجال الحديث مي‌گويد:إن أسطورة عبد الله بن سبأ و قصص مشاغباته الهائلة موضوعة مختلقة اختلقها سيف بن عمر الوضاع الكذاب. معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج11، ص207   اين داستان، ساخته و پرداخته فردي است حديث‌ساز و کذاب به نام سيف بن عمر.     ايشان اشاره مي‌کند که اين قضيه توسط علامه عسگري (ره) بررسي شده و هر کس دوست دارد تحقيقات مفصلي را ببيند، به کتاب ايشان مراجعه کند.

علامه طباطبائي (ره) در کتاب الميزان مي‌گويد:قضيه عبد الله بن سبأ، از داستان‌هاي ساختگي و از خرافات تاريخ است. تفسير الميزان للسيد الطباطبائي، ج9، ص260

علامه محمد جواد مغنيه ـ که از شخصيت‌هاي برجسته لبنان بود در کتاب عبد الله بن سبأ و أساطير أخري، جلد1، صفحه12 در اين زمينه بحث کرده است.

جناب آقاي دکتر علي الوردي در کتابي به نام وعاظ السلاطين، ص90 تا 112، مفصل بيان کرده که قضيه عبد الله بن سبأ، از بافته‌هاي تاريخ و از شگفتي‌هاي دوران بني‌أميه است.

جناب عبد الله فياض ـ از دانشمندان شيعي ـ در کتاب تاريخ الإمامية، ص95، در اين زمينه سخن گفته است و مي‌نويسد:  اين قضيه، به مطالب خيالي و بافته‌هاي ذهني، نزديک‌تر است تا حقائق خارجي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 14:39  توسط هادي خدابنده  | 

 يكي از مباحثي اختلافی بين شيعه و سني  بحث شهادت حضرت زهرا (س)  هست . من نمي خواهم ادله ي شيعه را براي اثبات شهادت آن بانو بيان كنم كه البته ادله ي فراواني دارم فقط در اين پست مناظره ي دو تن از علماي شيعه و سني جناب دكتر حسيني قزويني كه معرف حضور هست و جناب مولوي مرادزهي ( معاون مولوي عبدالحميد امام جمعه زاهدن ) كه در شبكه جهاني سلام پخش شد را به خدمت شما مي رسانم . اميدوارم با مطالعه و دانلود اين مناظره زيبا حق براي همه روشن شود .

اصل مناظره را  دانلود كنيد البته كمي بايد صبر كنيد چون حدود ۲ ساعت بوده  دانلود

 نظرات بينندگان شيعه و سني درباره اين مناظره كه اين هم خيلي جالب است دانلود

دوستاني هم كه نمي خواهند دانلود كنند  اين مناظره در ادامه ي مطلب آمده است مي توانيد اصل مناظره را مطالعه كنيد خواهید دید که مولوی مرادزهی به بسیاری از سولات دکتر قزوینی آیا جواب می دهد یا نه .  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 14:18  توسط هادي خدابنده  | 

 

با استناد به مدارك موجود و قابل دسترس و با مراجعه به كتب معتبر اهل سنت، مي‌توان با قاطعيت تمام اذعان نمود كه احدي جز علي بن ابيطالب در « كعبه» به دنيا نيامده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 تیر1388ساعت 9:54  توسط هادي خدابنده  | 

پاسخ: قرار دادن دست راست بر روي دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموري است که استحباب آن بين فقهاي سه مذهب از مذاهب چهارگانه اهل سنّت مشهور است:

حنفي ها مي گويند:روي هم گذاشتن دست ها در نماز، سنّت است وواجب نيست، و براي مرد بهتر است که کف دست راستش را بر پشت دست چپ، زير ناف قرار دهد، و زن دست ها را بر سينه اش بگذارد.

شافعي ها مي گويند: گذاشتن دست روي يکديگر، در نماز براي مرد و زن سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ زير سينه و بالاي ناف به سمت چپ قرار دهد.

حنبلي ها مي گويند: گذاشتن دست ها روي هم، سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده زير ناف قرار دهد.

فرقه مالکيّه برخلاف سه مذهب فوق مي گويند: آويختنِ دست ها در نمازهاي واجب، مستحب است، قبل از مالکي ها نيز جماعتي همين قول را گفته اند که از آن جمله اند: عبداللّه بن زبير، سعيد بن مسيّب، سعيد بن جبير،عطاء، ابن جريح، نخعي، حسن بصري، ابن سيرين و جماعتي از فقهاء.از امام اوزاعي منقول است که نمازگزار، بين آويختن دست ها يا روي هم قرار دادن آنها مخير است. محمّد جواد مغنيه: الفقه علي المذاهب الخمسه، ص 110، وملاحظه شود «رسالة مختصرة السدل» ا از دکتر عبدالحميد، ص 5.

 امّا مشهور بين شيعه اماميّه آن است که قرار دادن دست ها روي يکديگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهاي شيعه کسي قائل به کراهت شده، مانند ابوالصلاح حلبي در کافي. [2] . محمد حسن نجفي، جواهر الکلام:11/ 15ـ16. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 16:58  توسط هادي خدابنده  | 

اهل تسنن می گویند که خمس فقط به غنائم دارالحرب (میدان جنگ) تعلق می گیرد و اهل تشیع می گویند که به مطلق درآمدهای خالص که در مقابل آن، انسان هیچ عوضی خرج نکرده است. منشا اختلاف، کلمه غنمتم است که معنی غنمتم چیست؟

اگر نخواهیم با آنها مباحثه کنیم، می گوییم ائمه ما گفته اند مقصود از غنمتم مطلق درآمدهای خالص اضافی است.

 ولی اگر اهل تسنن بخواهند با ما مباحثه کنند و بگویند به چه دلیل حرف ائمه شما درست است؟ باید برویم سراغ کلمه غنمتم و ببینیم لغت عربی درباره این کلمه که در آیه مربوط به خمس آمده: «واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه»؛ بدانید از هر غنیمت و فایده ای که شما می برید، 5/1 آن مال خداست (انفال/41)، چه می گوید؟
اگر لغت عربی گفت کلمه غنمتم که از ماده «غنم، یغنم، غانم، مغنوم» می باشد یعنی غنیمتی که در دارالحرب نصیب شما می شود و اختصاص دارد به غنائم دارالحرب، می گوییم حرف آنها درست است و اما اگر سراغ لغت رفتیم و گفتند کلمه غنم، یغنم و هر چه از این ماده است، یک کلمه اعم است و اختصاص به غنائم دارالحرب ندارد، می گوییم حرف شیعه درست است.

اول : می رویم سراغ قرآن، .... بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 19:52  توسط هادي خدابنده  | 

  ۱. آنگاه هدایت شدم ( تیجانی )   دانلود

۲. ترجمه المراجعات (سيد شرف الدين ) مناظرات شید شرف الدین عاملی با مفتی مصر و شیعه شدم مفتی اعظم مصر.  دانلود

۳. شبهاي پيشاور (سلطان الواعظين شيرازي) مناظرات سید در پیشاور پاکستان و شیعه شدن بساری از اهل سنت حنفی پیشاور دانلود

۴. به نور فاطمه هدايت شدم ( شيعه شده ي سوداني )دانلود

۵.  خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیس و تاسیس وهابیت دانلود

بقیه کتاب ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 9:3  توسط هادي خدابنده  | 

در اين پست فقط ديدگاه شيعه وسني و موارد اختلافی درباره خمس را بيان مي كنيم و در پست بعدي ان شاء الله دلايل هر دو فرقه را بررسي خواهيم كرد . به حول و قوه الهي .

 مساله اول : از نظر اهل تسنن، خمس فقط به غنائم جنگی تعلق می گیرد و بس. در غیر غنائم جنگی آنها قائل به خمس نیستند این است که مساله خمس میان اهل تسنن و اهل تشیع از زمین تا آسمان فرق می کند، چون آنها اختصاص می دهند به غنائم میدان جنگ و غنائم میدان جنگ یک امر استثنائی است. گاهی هست و گاهی نیست، مخصوص زمان جنگ است. ولی مطابق آنچه شیعه می گوید خمس یک امر جاری و دائم است، اختصاص به زمان جنگ ندارد، سراسر زندگی اقتصادی مردم را دربرمی گیرد. این یک وجه تفاوت میان عقیده اهل تسنن و عقیده اهل تشیع در باب خمس.

مسأله دومی که در باب خمس هست این است که خمس را چه اختصاص بدهیم به غنائم دارالحرب (میدان جنگ) و چه به طور عمومی بگیریم، آن را چند قسمت باید کرد؟ همانطور که می دانید خمس را از نظر فقه شیعه باید شش قسمت کرد. سه قسمت آن «سهم امام» نامیده می شود سه قسمت دیگر «سهم سادات» است. اهل تسنن می گویند خمس را باید پنج قسمت کرد نه شش قسمت.

مساله سومی که مورد اختلاف است ...... را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 10:37  توسط هادي خدابنده  | 

 دوست عزيزي سوالي از من پرسيد كه چرا شيعيان نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشاء را با هم مي خواند و مثل اهل سنت جدا نمي خوانند ؟؟؟

در پاسخ به سوال اين دوستم مطالب زير را نوشتم اميدوارم مفيد باشد .

اولا : درباره جمع بين دو نماز شيعه مي گويد :  جایز است نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشاء را با هم خواند و براي اين حکم شرعی احاديث فراواني از پيامبر (ص) و  ائمه (ع) دارند .

ثانیا : اهل سنت هم اين دو نماز را با هم مي خوانند ..... به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 8:7  توسط هادي خدابنده  |