X
تبلیغات
چرا شيعه ؟ چرا سني ؟ - موارد اختلاف شیعه و سنی در رابطه با خمس
دوست گرامي : براي كمك در گسترش فرهنگ غني تشيع اين وبلاگ را لينك نماييد اجرتان با حضرت زهرا (س)

در اين پست فقط ديدگاه شيعه وسني و موارد اختلافی درباره خمس را بيان مي كنيم و در پست بعدي ان شاء الله دلايل هر دو فرقه را بررسي خواهيم كرد . به حول و قوه الهي .

 مساله اول : از نظر اهل تسنن، خمس فقط به غنائم جنگی تعلق می گیرد و بس. در غیر غنائم جنگی آنها قائل به خمس نیستند این است که مساله خمس میان اهل تسنن و اهل تشیع از زمین تا آسمان فرق می کند، چون آنها اختصاص می دهند به غنائم میدان جنگ و غنائم میدان جنگ یک امر استثنائی است. گاهی هست و گاهی نیست، مخصوص زمان جنگ است. ولی مطابق آنچه شیعه می گوید خمس یک امر جاری و دائم است، اختصاص به زمان جنگ ندارد، سراسر زندگی اقتصادی مردم را دربرمی گیرد. این یک وجه تفاوت میان عقیده اهل تسنن و عقیده اهل تشیع در باب خمس.

مسأله دومی که در باب خمس هست این است که خمس را چه اختصاص بدهیم به غنائم دارالحرب (میدان جنگ) و چه به طور عمومی بگیریم، آن را چند قسمت باید کرد؟ همانطور که می دانید خمس را از نظر فقه شیعه باید شش قسمت کرد. سه قسمت آن «سهم امام» نامیده می شود سه قسمت دیگر «سهم سادات» است. اهل تسنن می گویند خمس را باید پنج قسمت کرد نه شش قسمت.

مساله سومی که مورد اختلاف است این است که حالا چه خمس اختصاص به غنائم دارالحرب داشته باشد و چه اعم باشد، و چه آن را پنج یا شش قسمت بکنیم، بالاخره آن را به چه مصرفی باید رساند؟

در آیه 41 سوره انفال آمده: «واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین وابن السبیل»؛ بدانید آنچه را غنیمت بردید 5/1 آن از آن خدا و پیغمبر خدا و صاحب خویشاوندی و یتیمان و مسکینان و از راه ماندگان است.

این آیه از آیات مهم قرآن است از نظر تفسیر و از نظر یک حکم بسیار مهم که در آن، میان شیعه و سنی اختلافات بسیار شدیدی است. آیه خمس همین است.

خمس در نزد اهل تسنن یک مسأله بسیار فرعی و کوچک است، یعنی از فروع جهاد است. ما در اسلام جهاد داریم و در برخی از جهادها یعنی آن جهادهایی که علیه یک فرقه باغیه از خود مسلمین نیست بلکه جهاد با کفار است، قهرا همان طوری که قانون همه دنیاست، غنائم جنگی تعلق پیدا می کند به آنکه جنگ کرده و فاتح است.

از نظر اهل تسنن خمس منحصر است به غنائم جنگی، سرباز و یا لشگری که در جنگ غنیمتی به دست آورده است، چهار قسمتش را به خودش اختصاص می دهد و یک قسمت را بابت خمس می پردازد. معتقدند که در زمان پیغمبر باید به دست پیغمبر برسد، در زمان خلفا به دست خلفا، و بعد به دست ولی امر مسلمین، آن کسی که بالفعل حکومت مسلمین را در دست دارد. حالا که به دست او آمد به چه مصرفی برساند و چگونه تقسیم کند؟

می گویند از این شش موردی که ذکر شده است: «لله خمسه و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل»؛ خدا تشریفی است یعنی به اصطلاح جدی نیست، برای احترام ذکر شده نه اینکه واقعا غرض این است که یک سهمی هم به نام خدا باشد. بعد می گویند بنابراین خود این 5/1 را باید پنج قسمت کرد، یک قسمت به نام پیغمبر، یک قسمت به نام ذی القربی، یک قسمت به نام یتیمها، یک قسمت برای فقیرها و مسکینها و یک قسمت برای از راه ماندگان.

حال بعد از وفات پیغمبر اکرم تکلیف چیست و سهم ایشان را به چه کسانی باید داد؟ بعضی می گفتند سهم پیغمبر ساقط می شود و آن را به چهار طبقه دیگر باید داد. برخی دیگر نیز می گفتند سهم پیغمبر را باید نگهداری کرد تا به دست خلیفه وقت برسد. یک چنین چیزی.

به هر حال مطابق آنچه اهل تسنن می گویند، خمس یکی از فروع جهاد است و اهمیت چندانی ندارد. ولی در مذهب شیعه خمس خودش حکمی است اصیل در عرض جهاد. لذا مطابق مذهب شیعه فروع دین ده تاست: نماز، روزه، زکات، خمس، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبری.

اما اهل سنت خمس را جدا ذکر نمی کنند بلکه آن را از فروع جهاد به شمار می آورند. چطور شده که در این مسأله این مقدار تفاوت پیدا شده است؟ بستگی دارد به تفسیر همین آیه خمس. ائمه ما به ما اینطور گفته اند که در این آیه «ماغنمتم» یعنی آنچه که بهره می برید، آن چیزی که مفت و مجانی به دست شما می رسد. غنائم جنگی یکی از موارد آن است نه اینکه منحصر به آن باشد. همین قدر که کلمه غنمتم را به معنی «استفدتم» گرفتیم، یعنی از هر فایده ای که نصیب شما می شود باید یک پنجمش را بدهید، دایره خمس عجیب وسعت پیدا می کند.

موضوع دیگر در مورد کلمه لله است. شیعه می گوید در اینجا شش سهم است که یک سهم آن به نام خداست.

اهل تسنن می گویند مگر خدا هم می خواهد برای خودش سهمی ببرد و مصرف کند؟ شیعیان جواب می دهند معنی اینکه یک سهم به نام خدا باشد این نیست، همچمنانکه معنی اینکه یک سهم به نام پیغمبر باشد این نیست که پیغمبر برای شخص خودش مصرف کند. این سه سهم که به نام خدا و پیغمبر و امام (ذی القربی از نظر ما شیعه یعنی امام) است در واقع یعنی سهامی که باید صرف مصالح عمومی بشود.

منتظر دلایل شیعه و سنی باشید اگر دوست داشتید من را راهنمایی کنید نظر بدهید

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 10:37  توسط هادي خدابنده  |